این خانه سیاه و سفید است
ادب ايران -
فرهاد اكبرزاده:حسن فرهنگی در سال 80 مسوول واحد فرهنگ و ادب فرهنگسرای «بهمن» بود. تازه رمان «لیلی بهانه ناگزیر» و «ترسای شهریار» را به چاپ رسانده و هنوز مدیریت خانه داستان را بر عهده نگرفته بود. كمی بعد، از او رمان «نویسنده نمیمیرد ادا در میآورد» منتشر شد و تقریبا در همان زمان خانه داستان را تاسیس و مدیریت آن را به عهده گرفت با رفتن او و تغییر مدیران و تفاوت سلایق اتاق، جلسه ما هم در فرهنگسرا بر چیده شد هر چند كه بیشتر همان دوستان جمع هنوز هم دغدغه ادبیات را داشتند و دارند. «خاطرات عاشقانه یك گدا» و رمان/ گزارش «تندیسهای بیقرار باران» نیز پیش از مجموعه داستان «از آسمون بارون مییاد لیلیا» از او منتشر شدند.
دیالوگ و برخورد تقابلی یكی از محوریترین مولفههای آثار شماست چیزی كه برای مثال در داستان طبقه دوم یا «این خانه سیاه و سفید است» و اغلب داستانهای دیگر مجموعه جدید شما دیده میشود. نقش نویسنده چقدر در ایجاد زاویه دید متفاوت در نفوذ به مركز یك تقابل موثر است؟
نگاه من به دیالوگ اندكی فرق میكند. من نخست به خاستگاه اندیشه نگاه میكنم و با بررسی زیستهای انسانهای متفاوت در ذهن به این نتیجه میرسم كه انسان در فضای محدودی به نام مغز كه در یك جمجمه قرار دارد میاندیشد اما اندیشه او فراتر از خود میرود و آن فراتر از ساخته ذهن است. شاید شك فلاسفه از افلاطون به بعد كه نهایت به دكارت منجر میشود به خاطر تقابلی است كه ذهن در درون مركز پردازش اندیشه كه در فضای محدود شكل میگیرد با فضای بیرونی تعارض دارد و انسان نمیداند چگونه به موضوعات دیگر میتواند بیندیشد. برای همین دیالوگهای نوشته و نانوشته من سعی در بازگشایی آن رابطه محدود و نامحدود را دارد و از این روی شك من نسبت به هستی حتی با گزاره دكارتی كه میاندیشد پس هست هم جمع نمیشود و من نسبت به بود و نبود خود نمیتوانم با قطعیت سخن بگویم. اینجاست كه دیالوگ شكل میگیرد. اگر دقت بفرمایید خواهید دید كه این دیالوگ با دیالوگ داستانی یا روایی جماعت كه همه چیز هستی را با قاطعیت پذیرفتهاند كلی تفاوت دارد. این تفاوت در متن خود را نشان میدهد. در اینجا زمان محاوره یا دیالكتیكی به دیالوگ بودن خود اصالت نمیدهد و همواره در حیرانی سرگردان است. با اینكه واقعهای را روایت میكند اما در كل هیچ چیز را روایت نمیكند چراكه روایتها مدام توسط كاراكترهای داستانی كه معلوم نیست كه آنها واقعیت دارند یا در ذهن نگارندهاند به هم میریزد و خواننده را هم در پیمودن مسیر كمك میكند و كمك نمیكند. این نوع برخورد با متن به خاطر بازی ساختاری نیست بلكه به خاطر نگاه هستیشناسی نویسنده كه از سر اتفاق اینجا من هستم و نمیدانم این من كیست رخ میدهد. داستان «طبقهی دوم» كه شما مثال زدید نمونه مثالی این نوع برخورد با متن است. قسمتی از داستان توسط راوی و با كارپردازی من نوشته میشود. هرچند كه خواننده میتواند در ابتدای داستان راوی را شناسایی كند اما در انتهای داستان كه طبقه دوم روایت میشود راوی گم میشود و در اینجاست كه ما به شك پدیداری دست پیدا میكنیم. نه پدیدآورنده را میشناسیم و نه نویسنده را. خود خواننده میماند با سوالات ذهنی و اینجاست كه خواننده به مثابه نویسنده متن را ادامه میدهد و خود را در خوانش نه خواندن دخیل میكند و داستان را آنگونه كه میخواهد ادامه میدهد و یكی از خوانندگانی كه این كار را میكند به یقین خود من هستم كه از قضا اسمم حسن فرهنگی است.
ادامه مطلب
2
نوشته شده در سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 9:44  توسط حسن فرهنگی
|
حسن فرهنگی: مینی مال پاسخی به دغدغه خوانش نویسنده است
به عقیده «حسن فرهنگی» نويسندههاي امروز به جاي دغدغه حجم، دغدغه خوانش و تأويل دارند. در واقع با پيشرفت تكنولوژي، خوانندگان نياز دارند تا بحثهاي معنايي و اخلاقي را به صورت كپسولي مصرف كنند و اينجاست كه مينيمال مطرح ميشود.
«حسن فرهنگی» داستان نویس در گفت و گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در پاسخ به این سؤال که «چه ضرورتي باعث شد تا نويسندگان غرب به سمت مينيمالنويسي بروند؟» گفت: پس از ظهور فرماليست ها در روسيه و مطرحشدن بحثهاي زبانشناختي در غرب، ادبيات در زندگي انسان جايگاه رفيعي پيدا كرد. يعني ادبيات خود موضوعيت پيدا كرد كه بايد كالبدشكافي مي شد و در موردش حرف مي زدند . از همين رهگذر با ساختارشناسي داستان ها، ساختارهاي مختلف و جديدي تعريف شد كه داستان هاي ميني ماليستي نيز نتيجه ي اين تغيير رويكرد نسبت به ادبيات داستاني است.
http://www.ibna.ir/vdcaomnu.49nue15kk4.html گفتگو با خبرگزاری کتاب ايران (IBNA )
ادامه مطلب
2
نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 8:2  توسط حسن فرهنگی
|
سيال ذهن، استمرار در روايت و شكست زمان در قصههای قرآن
متون مقدس در داستان و رمان معاصر ايران/6 در گفتوگو با حسن فرهنگی بررسی شد: سيال ذهن، استمرار در روايت و شكست زمان در قصههای قرآن |
|
گروه ادب: سيال ذهن در روايت، شكست زمان و استمرار روايت ـ كه نويسندگان امروز به آن میپردازند ـ بارها در قرآن اتفاق افتاده است. مكانها در اين كتاب آسمانی به وفور میشكند و در موقعيتهای مختلف تكرار میشود. روايت نيز به صورت دوری و مقطعی در طی قصههای قرآن تكرار میشود.
|
| حسن فرهنگی(نويسنده) |
«حسن فرهنگی» نويسنده در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: «ساختار» داستانهای قرآنی، زوايای بكر و دستنخوردهای برای نويسنده مكشوف میكند و هيچ نويسندهای تجربه پرداختن در چنين ساختاری را نداشته است. ظرفيت ساختاری داستانهای قرآنی اين امكان را به نويسنده مدرن میدهد كه با دست پُر، ساختارهايی برای داستانش انتخاب كند. البته بعضی از اين ظرفيتها توسط نويسندگان شناسايی شده و در آثارشان نمود پيدا كرده است.
نويسنده رمان «نويسنده نمیميرد، ادا در میآورد» افزود: ظرفيت زبانی و تكنيكی اين متون آنقدر بالاست كه بايد بيشتر غور كرد و بيشتر تاثير پذيرفت تا داستانهايی بیتفاوت خلق نكرد. |
http://www.iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=255205
ادامه مطلب
2
نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت 18:38  توسط حسن فرهنگی
|
مصاحبه با روزنامه ی اعتماد
| آموزش داستان نويسي در گفت وگو با حسن فرهنگي داستان نويس و منتقد |
|
|
داستان نويس بايد پيشرو تر از فيلسوف باشد |
|

ميلاد ميرمحمد صادقي
|
داستان نويس ايراني با «جلسه داستان» غريبه نيست. او براي ارائه و اصلاح اثرش نياز به مخاطبي دارد که بر چم و خم هاي داستان نويسي آشنا باشد و نقاط ضعف و قوتش را تشخيص دهد. او از نخستين روزهاي نشستن در اين نشست ها شرکت داشته و امروز هم دارد. چه بسيار نويسندگان تازه کار که در اين جلسات به اشتباه راهنمايي شده اند و به بيراهه رفته اند و چه بسيار کساني که نااميد در نيمه راه بازمانده اند. اما «کارگاه آموزش داستان نويسي» پديده يي نوظهور است. از عمر اين کارگاه ها يکي دو دهه بيشتر نمي گذرد و به همين دليل بسياري بر سر مفيد بودن يا نبودن شان اختلاف دارند.در همين راستا گفت وگويي داشتيم با حسن فرهنگي که تا چندي پيش يکي از همين کارگاه ها را اداره مي کرد. فرهنگي براي ادبياتي ها نويسنده يي نام آشناست که همواره در تلاش براي خلق گونه هاي بکر داستان نويسي است. از او تاکنون آثاري چون «زن ها شبيه هم مي خندند»، «ليلي بهانه ناگزير»، «خاطرات عاشقانه يک گدا» و... منتشر شده است و هم اکنون نيز کتابي در نقد «کليدر» محمود دولت آبادي با عنوان «بازخواني خشونت پذيري زنان ايراني» در دست انتشار دارد.
| http://www.etemaad.com/Released/86-10-03/214.htm |
ادامه مطلب
2
نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 23:22  توسط حسن فرهنگی
|