+
نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->
|
درباره وبلاگ
وقتي تارهاي موي سفيد بر سر و رويت مي دوند تازه مي فهمي كه زمان رفتن نزديك است و تازه مي فهمي كه جهان هيچ در هيچ است و تازه مي فهمي كه: تنها لحظه است كه دركش مي كني و آن وقت دم را غنيمت مي شمري و عشق مي ورزي. فقط براي آن لحظه. براي كدام لحظه؟ نام وبلاگم از "هيچ در هيچ" به "از آسمون بارون مي ياد لي ليا" عنوان مجموعه داستان اخيرم تغيير كرد. با چاپ هر اثري نام وبلاگم تغيير خواهد كرد. منتظر تغيير ديگر باشيد!"در آغوش خدا گريه مي كرد و مي گفت نمير!"
آثار چاپ شده ام: ------------- 1- زن ها شبيه هم مي خندند.(رمان) 2- ليلي بهانه ي ناگزير(رمان) 3- نويسنده نمي ميرد ادا در مي آورد.(رمان) 4- خاطرات عاشقانه ي يك گدا(رمان) 5- بدون تهمينه نامردم(مجموعه ي داستان) 6- ترساي شهريار 7- تنديس هاي بي قرار باران 8- از آسمون بارون مي ياد لي ليا(مجموعه داستان) 9- در آغوش خدا گريه مي كرد و مي گفت نمير!(رمان-نشر ثالث) آثار زير چاپ: ---------- 1- قتل در آكواريوم(مجموعه ي داستانهاي ميني مال) 2- از عشق حرف مي زنيم(رمان) 3- فقط مردها بخوانند زن نصف آدم است(رمان) 4- گربه ي ملوس لعنتي(رمان) 5- زني كه از دماغش متولد شد(مجموعه ي داستان) 6- بازخواني خشنونت پذيريي زنان ايراني(جستاري انسان شناختي در رمان كليدر) 7- عرفان روان درمانگر(جستاري در مناقب العارفين) 8- ماهي هاي قرمز آبي اند(مجموعه داستان) 9- زن هايي كه به جهنم نمي روند! (تحليل رواانشناختي قصه هاي عاميانه)