+
نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->
|
درباره وبلاگ
وقتي تارهاي موي سفيد بر سر و رويت مي دوند تازه مي فهمي كه زمان رفتن نزديك است و تازه مي فهمي كه جهان هيچ در هيچ است و تازه مي فهمي كه: تنها لحظه است كه دركش مي كني و آن وقت دم را غنيمت مي شمري و عشق مي ورزي. فقط براي آن لحظه. براي كدام لحظه؟
آثار چاپ شده ام: ------------- 1- زن ها شبيه هم مي خندند.(رمان) 2- ليلي بهانه ي ناگزير(رمان) 3- نويسنده نمي ميرد ادا در مي آورد.(رمان) 4- خاطرات عاشقانه ي يك گدا(رمان) 5- بدون تهمينه نامردم(مجموعه ي داستان) 6- ترساي شهريار 7- تنديس هاي بي قرار باران
آثار زير چاپ: ---------- 1- از آسمون بارون مي ياد لي ليا(مجموعه داستان) 2- در آغوش خدا گريه مي كرد و مي گفت نمير(رمان) 3- فقط مردها بخوانند زن نصف آدم است(رمان) 4- گربه ي ملوس لعنتي(رمان) 5- زني كه از دماغش متولد شد(مجموعه ي داستان) 6- بازخواني خشنونت پذيريي زنان ايراني(جستاري انسان شناختي در رمان كليدر) 7- عرفان روان درمانگر(جستاري در مناقب العارفين)