تبليغاتX
از آسمون بارون مي ياد لي ليا
در سوگ جان هاي از دست رفته
 

كف خيابان هاي تهران با خون جوانان در حالي رنگين مي شود كه مي شد با درايت و صبر جلوي خونريزي را گرفت. در مكتب اسلام آموخته ايم كه مرگ يك انسان برابر با مرگ جهان است و برعكس زنده كردن او نيز جان بخشيدن به جهان. اما ما بيش از اينكه زنده سازيم مي كشيم.فرقي نمي كند كه كار خود را با اغتشاشگر خواندن آنها توجيه كنيم و يا مسبب را ديگري قلمداد كنيم و بخواهيم گناه را بر گردن او بيندازيم. هيچ كدام از اين ها دردي دوا نمي كند.روحي كه قفس تنگ تن را رها مي كند ديگر بر نمي گردد. جان دادن دختري بنام ندا كه گلوله به سينه اش اصابت كرده بود، در مقابل دوربين ها بسيار تكان دهنده و موحش بود. نفرين بر نگاه هايي كه اين صحنه را مي بينند و ككشان نمي گزد و شنع تر اينكه لبخند به لب مي آوردند.

عده اي گناه را به گردن موسوي و كروبي مي اندازند و با شناعت بر جنازه ي جوانان در خون تپيده قهقه ي خنده سر مي دهند. اين افراد را مي شناسم. كساني هستند كه به خاطر ده ساعت كسر كار ناله سر مي دهند و آسمان را به زمين مي دوزند.اين افراد براي رشد خود و خانواده اشان ريالي خرج نمي كنند چه به اينكه جان خود را فدا كنند. آنها تنها خودشان را مي بينند و خود را از آسيب دور نگه مي دارند و با جريان رود شنا مي كنند و اصلا پيرامونشان را درك نمي كنند و بدتر اينكه به پيرامون خود حق حيات نيز نمي دهند. براي رسيدن به حطام دنيوي به هر كاري دست مي زنند.اينان براي اينكه بدانند كار انسان هاي معترض چقدر ارزشمند است  تنها لحظه ي خود را جاي جان باختگان قرار دهند و يا مردگان را خواهران و برادران خود ببينند آن وقت لبخند از روي لبشان محو خواهد شد. حتي زماني لبخندشان به خشم بدل مي شود كه بدانند آنها جان خود را مي دهند كه شما آسوده زندگي كنيد!

شما كه بر جنازه كشته شدگان لبخند مي زنيد هر وقت در راه حق طلبي توانستند ده ساعت از سهم خود را به ديگران هديه كنيد خودتان را قابل ستايش بدانيد.اگر نتوانستيد از شرم سرتان را پايين بيندازيد و وقاحت را از حد مگذرانيد.هم اينك كلاهتان را قاضي كنيد ،پيش از اينكه خيلي دير شود!

سخني با مسئولين:اندكي به خود بياييد و فكر كنيد. جوانان در خون خفته فرزندان شمايند. مي گوييد نه؛ در خانواده خود چشم بچرخانيد تا ببينيد، برادران و خواهرانتان نظري خلاف شما دارند اما اين اختلاف چيزي از برادر و خواهريتان نمي كاهد.اين افراد  درست يا نادرست به وضعيت اينك ايران اعتراض دارند. از اعتراض نترسيد.اعتراض حق قانوني افراد است. اين افراد از بيگانه فرمان نمي گيرند. تا ديروز عده اي كه برادران ما بودند به اعتراض وضعيت موجود كفن پوش بيرون مي آمدند و حالا عده اي ديگر كه برادران و خواهرانمان هستند،مطالبه ي خود را با تظاهرات آرام مطرح مي كنند. با درايت بدانها پاسخ بدهيد و گرنه با خونريزي نه تنها مشكلي حل نخواهد شد بلكه دامنه ي فاجعه گسترده تر خواهد شد.

تا بيشتر از اين پيش نرفته ايد بايستيد و دست خود را به خون كسانتان رنگين نسازيد! 

2 نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 15:27  توسط حسن فرهنگی  | 

غرور مردم شكست!
 

تفاوت به اين كوچكي و به اين هولناكي است و اگر هنرمندان بسياري نياز به تغيير را احساس مي كردند براي كمرنگ كردن اين تفاوت ها بود. عده اي احترام به همه ،حتي دشمنانشان را طلب مي كنند و جانشان را مي دهند كه مخالفانشان سخن بگويند و عده ايي ديگر مخالفان خود را خس و خاشاك مي نامند و نامزدان ديگر را متهم مي كنند كه براي به دست آوردن يك صدم درصد راي؛ به هم جنس بازان و كثافتها نيز پناه مي دهند!

تفاوت به اين كوچكي و به اين هولناكي است.

رئيس جمهور نبايد خود را متعلق به عده اي خاص بداند او وقتي راي مي آورد با تمامي اعتراضاتي كه به دنبال خواهد داشت بايد با تمكين و ادب در كنار مردم بايستد چرا كه او رئيس جمهور خس و خاشاك،همجنس بازان و كثافت ها نيز هست!

عده اي به درست يا غلط احساس مي كنند رايشان خوانده نشده است،آيا بايد آنها را با دشنام  و ناسزا و حربه ي زور از ميدان به در كرد يا پاسخشان داد؟ آيا هيچ تاريخ را ورق زده ايد تا متوجه شويد كه مردم را با زور نمي توان از ميدان به در كرد و اگر در ظاهر پيروز شويد دل و جان مردمان را آزرده ايد و آنها همواره در صدد عبور از شما خواهند بود؟ اندكي بينديشيد!

وقتي انسان مي خواهد از واژگان به زبان آمده نفر نخست اجرايي كشور شاهد بياورد خجالت مي كشد.رئيس جمهوري كه حتي به تضاد سخنان خود دقت نمي كند. انگار متوجه نيست كه در آمريكا وقتي پرسشگران از همجنس بازان ايراني سخن به ميان مي آوردند او انكار مي كند و مي گويد اصلا ايران هم جنس باز ندارد و بعد در ميان حاميان خود،رغيبان خود را به همراهي با هم جنس بازان متهم مي كند!

از حاميان دولت نهم درخواست مي كنم كه آزاده گي خود زير سوال نبرند ،منصفانه قضاوت كنند و از رئيس جمهور بخواهند كه از مردم عذرخواهي بكند. به خاطر همه ي مشكلاتي كه پيش آورده، به خاطر كم صبريش در شنيدن اعتراضات و ريختن خون برادران و خواهرانمان و توهيني كه به ملت بزرگ ايران روا داشت. مردم اين مرز پرگوهر ثابت كرده اند كه بزرگند و مي توانند ببخشند.به شرطي كه طرف مقابل جسارت عذرخواهي داشته باشد و اعتراض را حق طبيعي مردمانش بداند و با آراستگي و آرمش پاسخشان بدهد نه با تهديد دشنه و دشنام!

شايد مرحمي از اين دست بتواند غرور شكسته ي مردم را ترميم كند. شايد!

2 نوشته شده در  جمعه 29 خرداد1388ساعت 11:7  توسط حسن فرهنگی  | 

انتخابات يا تغيير؟
 

ما پيروزيم!

2 نوشته شده در  جمعه 22 خرداد1388ساعت 21:40  توسط حسن فرهنگی  | 

مناظره بين راستي و دروغ
 

كليك كنيد

راستي، در هم نوردد حيله و نيرنگ را !

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 9:44  توسط حسن فرهنگی  | 

اصلاحات معجزه است
 

کلیک کنید

اصلاحات معجزه است اما معجزه نمی کند!

2 نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 8:57  توسط حسن فرهنگی  | 

درباره فیلم تبلیغاتی میرحسین موسوی
 روی تیتر کلیک کنید

میرحسین موسوی عشق را سر سفره ها می آورد!

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 7:39  توسط حسن فرهنگی  | 

چگونه كروبي اسطوره مي شود؟

 گاهي روزگار به انسان ها فرصت مي دهد كه با يك حركت خود را اهورا كنند يا اهريمن. تنها يك انتخاب مي تواند مسافت طولاني ي بين اهورا و اهريمن را از میان بردارد و اين اتفاق در زندگي كمتر كسي رخ مي دهد.كروبي اكنون در چنين وضعيتي قرار دارد.

شيخ اصلاحات به هزار و يك دليل می توانست بهترين فرد براي رئيس جمهوری باشد كه تنها به چند مورد آن مي پردازم.يك اينكه بدون لكنت مطالبات به حق مردم را به زبان مي آورد و هراسي از نيروهاي غيبي ندارد و با جسارت با آنها پنجه در پنجه مي اندازد. دو اينكه حرمت انديشمندان را نگه مي دارد و بهترين افراد (در عين حال طرد شدگان) را دور هم جمع كرده است تا به سياستمداران بفهماند كه رئيس جمهور بايد تمامي سلايق را احترام بگذارد و از نيروي آن ها بهره بگيرد. سه اينكه با توان و انرژي در صدد كسب قدرت است و قدرت طلبي را با واژگاني چون تكليف و وظيفه در هم نمي آميزد. چهار اينكه شعارهايش جامعه را به درونه ي مدرنيته پرت مي كند.چند صدايي و تكثر آراء قدر مي بيند و بر صدر مي نشيند و از ساسي مانكن تا مهاجراني عزيز و تا آیات عظام مورد مشورت وي واقع مي شود تا راهكاري براي لذت گرفتن از جهان را بياموزيم و به چند صدايي احترام بگذاريم.

موارد فوق مي تواند به اندازه ي كافي از صاحبان انديشه كه تمامي عمر براي رستن از استبداد مبارزه كرده اند دلبري بكند و شيخ اصلاحات را به عنوان رئيس جمهور انتخاب كنند اما تنها اندیشمندان خواسته ی خود را به کرسی نمی نشانند.مردمان پیرو خاطرات و یادهای خود هستند نه منطق و استدلال از این روی -حضور کروبی را در کارزار انتخابات- نادیده انگاشتن این موضوع می دانم.

در انتخابات؛ بهترين، روشنفكرترين ،با تدبير و با سوادترين... افراد كانديد نمي شوند بلكه كساني كه بين مردم مشروعيت و محبوبيت دارند پا بدين عرصه مي گذارند. اگر روشنفكري و شجاعت و تدبير و سواد معيار رياست جمهوري بود ؛در اين سرزمين گسترده بهتر از ميرحسين و كروبي بسياراني يافت مي شدند.پس بين دو كانديدای مورد نظر اصلاح طلبان نبايد سراغ تواناترين بگرديم بلكه بايد محبوب ترين را بیابيم. وقتي او را يافتيم بايد همگان بدون سنگربندي و تخريب پشت او بايستيم و دفاع كنيم تا ديدگاه اصلاح طلبي بر صدر بنشيند.

صاحبان فكر  هنگام رای دادن دلايل خود را بر مي شمارند و از روي استدلال به كانديد مورد علاقه ي خود راي مي دهند.اما آن ها تنها تعداد اندکی از شمارگان بسیار ایرانیان هستند. راي اين افراد شايد به نفع كروبي به صندوق ها ريخته شود اما تكليف انتخابات را اين افراد روشن نمي كنند بلكه تكليف به دست كساني روشن مي شود كه مطالعه اي در مورد فرد نمي كنند بلكه بر اساس خاطره و يادهاي دور او را بر مي گزينند و يا رد مي كنند.با اين تحليل بايد ببينيم جايگاه كروبي و ميرحسين در خاطره و ياد مردمان كجاست؟

کروبی عزیز است اما تخریب وقتی صورت گرفت هیچ کس نمی تواند ویرانی ها آباد بسازد مگر اینکه زمانه و زمانش فرا برسد.من تصور مي كنم كروبي هر چه تلاش كند در ميان توده ها براي خود نمي تواند جايگاهي مشخص تعريف بكند. براي اينكه مردم هنوز او را به خاطر شايعه ي سكه پخش كردن در عروسي دختر نداشته اش نبخشيده اند.آيا مي شود به توده ها تفهيم كرد كه اين حكايت دروغ بوده است؟ حكايتي تعريف مي كنم و باز به انتخابات بر مي گردم.

در زادگاهم تبريز مردي بنام تقي به حج رفته بود و بعد از برگشت براي مردم وليمه نداده بود.مردمان نام او را گذاشتند- شامسيز تقي- هر چه تلاش كرد اين نام را از خود دور كند نتوانست.مردمان زماني كه به درست و يا به غلط مسئله اي را مي پذيرند نمي خواهند خلاف آن را قبول كنند و يا حداقل به زودي باور خود را عوض نمي كنند.كروبي در نظر توده ها سرمايه دار،تكنوكرات و حامي ثروت اندوزان است.نه كروبي و نه تمامي يارانش نمي توانند اين انديشه را از ذهن مردم خارج كنند و يا تعديل نمايند.

شعارهاي كروبي از جمله – پنجاه هزارتومان- مشهورش مي تواند راي تعدادي از توده ها را به نفع او برگرداند اما احمدي نژاد در اين مسير چنان از وي پيشي گرفته است كه اين شعار نيز بي پاسخ خواهد ماند.

پس در بهترين حالت او راي هاي خود را مديون قسمت اندكي از روشنفكران- تعداد اندكي از صاحبان راي هاي خاموش- شمارگان كمي از توده ها خواهد بود. هر تحليل گري به روشني متوجه مي شود كه تعداد اين راي ها به پنج ميليون نخواهد رسيد و بیشتر این رای ها از سبد میرحسین برداشته می شود.

اما ميرحسين موسوي در يادها و خاطره ها خوش نشسته است. پدر من كه در تبريز عزيز است هنوز هم ياد او را گرامي مي دارد كه در دوران جنگ توانسته سكان كشتي پر تلاطم كشور را بدست بگيرد و در مرداب ها و امواج ها غرقش نسازد. توده ها او را مي پذيرند و همين پذيرش هراسي در دل اصولگرايان انداخته است.بدين طريق راي هاي بسياري از طرف توده ها به نفع وي به صندوق ها ريخته خواهد شد.

روشنفكران و صاحبان انديشه نيز او را به دليل هنرمند بودنش دوست مي دارند. بخش عمده اي از ياران خاتمي نيز كه انديشمندان با ارزشند از او دفاع مي كنند و اگر تمامي راي آن ها به نفع او مصادره نشود حداقل نيميش اسم او را زمزمه خواهند كرد.

ميرحسين به دليل ترك بودنش از پشتوانه ي قوميتي قوي برخوردار است و راي ترك زباناني همچو من نيز براي اوست كه تعداد بسيار قابل ملاحظه اي است.

با احتساب راي توده ها- روشنفكرها- قوميت ها و راي هاي خاموش ؛ميرحسين موسوي بيش از ده ميليون راي خواهد آورد.

با اين استدلال كفه ي راي ها او نسبت به كروبي سنگيني خواهد كرد و اگر كروبي به نفع وي كنار بكشد دوم خرداد ديگري رخ خواهد داد و پيروز اين ميدان بيش از اينكه ميرحسين باشد كروبي خواهد بود.كاري كه خاتمي كرد و خود را در تاريخ سياسي كشور ماندگار كرد.

اگر ايشان به مبارزه ي خود ادامه دهد و پيروز نشود اتفاق نامباركي كه رخ خواهد داد اين است كه بين اصلاح طلبان شكاف ايجاد خواهد شد و در صورت پيروزي ميرحسين از نيروهاي كروبي به نفع احسنت در پيشبرد اهداف ترقي خواهانه كشور استفاده نخواهد شد. و نامباركتر اينكه مبارزه اين دو شاید موجب شود رغيب گوي سبقت را ربوده و شكست را بر هر دوي آن ها تحميل كند.

هر چند باور ایشان بر این است که حضورشان موجب انسجام مردم و شرکت حداکثری آنها را فراهم می کند اما عدم حضورشان انگیزه را در مرد دو چندان می کند.چرا که مردم متوجه می شوند که اصلاح طلبان برای بدست گرفتن قدرت نمی جنگند بلکه برای احیای مطالبان مردم تلاش می کنند و برای رسیدن بدان اختلافات سلیقه ای را کنار می گذارند.

اگر حضرت کروبی نقش شیخوخیت خود را بازی کند جايگاه و قدرت حزب خود را حفظ کرده و در کابینه ی میرحسین وزارتخانه های متعددی خواهد داشت.در اين صورت هم حزب او در دولت بعدي واجد قدرت خواهد بود هم شكاف بين اصلاح طلبان از بين خواهد رفت و هم كروبي به عنوان اسطوره در يادها خواهد ماند و هم اصلاح طلبی به عنوان پروژه ای ملی به حیات خود ادامه خواهد داد.خدمتي از اين دست از هر كسي بر نمي آيد!

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 7:41  توسط حسن فرهنگی  | 

پيروزي يا شكست ،مسئله اين است

 

با تمامي اميدي كه دارم بدليل فضاي رخوت انگيز اين روزها اندكي نوميدانه به بهبود اوضاع مي نگرم براي همين آخرين گام هايم را براي تغيير در حوزه ي سياست بر مي دارم و اميدوارم ميرحسين موسوي با پيروزي بتواند اميد را بار ديگر در روشنفكران و انسان هاي آگاه زنده كند و با احترام به حقوق افراد شان و جايگاه برباد رفته ي آن ها را بار ديگر احياء كند.بعد از پيروزي و يا بعد از شكست به دنياي زيباي ادبيات پناه خواهم برد و براي هميشه سياست را به صاحبانشان پس خواهم داد.آخرين سنگرم ساختن سايت" تنفس" بود كه سعي خواهم كرد حاميان ميرحسين را كه دنبال مفرّي برا ي نفس كشيدن هستند، آنجا جمع كنم تا راه كارها و مطالبات خود را بيان كنند. مهدي تركاشوند عزيز با پشت كار بسيار و از روي مهر سايت را طراحي كرده است. من و او به تنهايي قادر به اداره ي آن نخواهيم بود كساني كه توان كمك دارند دريغ نكنند.از مصاحبه گرفته تا اديت و ارسال عكسهاي هنرمندان.از امروز تا روز انتخابات بيشتر در آن فضا خواهم نوشت شما چه خواهيد كرد؟ كجا خواهيد بود؟

2 نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت 0:19  توسط حسن فرهنگی  |