تبليغاتX
از آسمون بارون مي ياد لي ليا
خيانت

 
وقتي كنار هم دراز مي كشيم

و تو با رنگ ارغواني به من نگاه مي كني

و تو مي گويي دوستت دارم

اما رنگت ارغواني است

مي فهمم كه

دوستت دارم براي كه ؟

كه به دروغ به من كه: دوستت دارم.

نه ..!

هيچ كس، كسي را با رنگ ارغواني

نمي تواني دوستش داشته باشي و حجم تند ارغوانيت اتاق را پر كرده باشد.

من قلبم تنگ شده باشد در آن اتاق كه همه ي حجمش رنگ ارغواني  

و دروغي بزرگ بر لبهاي تو

فقط دروغي بزرگ كه:

دوستت دارم! 

خيانت رنگ ارغواني دارد عزيزم

رنگ ارغواني تند

و من اين را از حجم واژگانت مي فهمم كه همه اتاق را پر مي كند

و قلب من تنگ مي شود چون ديگر جايي براي او نيست.

من خيانت را مي فهمم، خيلي خوب مي فهمم .با رنگ ارغواني تند بر چهره ات.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 21:0  توسط حسن فرهنگی  | 

"معركه" معركه نيست!

نگاهي گذرا به داستان بلند "معركه" نوشته ي لويي فردينان سلين


لويي فردينان سلين به صورت گسترده ابتذال را مي نويسد. او نخستين نويسنده ايست كه سويه هاي مختلف واژگان را براي مخاطب نشان مي دهد و آنقدر بر بوق ابتذال مي دمد تا ابتذال معني پيش و پا افتادگي خود را از دست داده و مفهومي جديدي پيدا كند. اگر او خود را صاحب سبك مي داند به خاطر همين ابتذال نويسي اش است كه به تعبير خودش مي تواند نفرت را نشان دهد.

 

سلين ذهنيت مدرن دارد و هنوز به روايت هاي كلاني معتقد است كه نمي تواند آنها را ناديده بگيرد. اهريمن و اهورا در داستان بلند "معركه" به خوبي نقش بازي مي كنند و نهايت پيروزي و يا آرزوي پيروزي با اهوراست. او ضمن اينكه فضاي تلخ و چندش آوري را نشان مي دهد كه سربازاني در آنجا با هم زندگي مي كنند و كلمات آرگو بيشترين كاركرد را در بين آنها پيدا مي كند اما آرام آرام با پيدا شدن اسم رمز فضا تلطيف مي شود و اشاره به گل نسرين و مارگريت به عنوان رمز عبور فضاي مشمئزكننده را پاك مي كند تا مزقونچي نيز بر ساز خود بدمد و خوبي را تعريف كند. چنين نگرشي به هستي كاملا مدرن است و نهايت به روايت كلاني ختم مي شود.(اسم مادر سلين مارگريت است كه با اشاره به رمز عبور بودن آن برگشت به دوره ي جنيني يا به تعبير فرويد تمايل به ذائقه ي مرگ و يا تمايل جنسي است)

 

سلين نويسنده ي مدرن است. هر چند كه پست مدرنيته از دهه ي هفتاد شكل مي گيرد كه سلين در آن دهه مرده است اما او را نويسنده اي پست مدرن مي دانند. پيش تازان و نظريه پردازان پست مدرن براي اينكه پشتوانه ي فكري داشته باشند بسياري از نويسندگان را كه حتي يك بار نيز اين واژه را نشنيده اند را در گروه نويسندگان پست مدرن قرار مي دهند. آنها با تكيه بر چند المان و شاخص كه پست مدرنيته بر آن استوار است نويسنده اي را در سلك خود راه مي دهند اما با مطالعه ي عميق در آثار نويسنده نشان مي دهد كه روح او نيز در ساحت پست مدرنيته گام بر نمي دارد. سلين از جمله ي اين نويسندگان است.

 

او در جنگ جهاني دوم از فاشيزم حمايت كرده و يهود ستيزي مي كند. نفرت او از پروست به خاطر يهودي بودن وي است.باور به گفتماني كلان كه گفتمان ديگري را زير سوال مي برد نشان از مدرن بود وي است.

 

اما در اثر "معركه" نگاه مدرن او تعميق پيدا مي كند كه به چند مورد به طور گذرا اشاره مي كنم.

 

1- عدم نفي روايت كلان.

 

در اين اثر چنان كه در بالا اشاره شد روايت كلاني وجود دارد كه رفتار خيرانديشانه ي بشري را پي مي گيرد و عدم پايبندي بدان انسان را در حد حيوان پايين مي آورد. خير و شر در اين داستان هم دوش هم حركت مي كنند و سيطره ي خير بر شر به دليل پنهان ماندن عناصر خير است كه در پايان نويسنده سعي مي كند آنها را نشان دهد.

 

2- عدم شالوده شكني.

 

به تعبير دريدا يكي از عناصر غير قابل انكار پست مدرنيته نفي شالوده است.اين نظر ريشه در آراي پديدار شناساني دارد كه معتقدد هيچ اثري همه ي سويه هاي خود را به فرد شناسا اهدا نمي كند. ما در مواجهه با هر شيي تنها يك و يا چند وجه محدود آن را مي بينيم. در حالي كه اثر از وجوهات مختلفي برخوردارست. براي همين با شالوده شكني وجه هاي مختلف اثر را مي توانيم ببينيم. در معركه ما با چنين نگرشي مواجهه نمي شويم. اين داستان شالوده هاي محكمي دارد و به جز زبان داستان عناصر روايي- فضاسازي و شخصيت پردازي از اين شالوده ها پيرويي مي كنند.

 

نفي باورهاي استيعلايي- نفي عناصر واقعي و پرداخت به واقعيت – نفي حقيقت محض – نفي خير مطلق- نفي باورهاي قطعي و... از جمله اعتقادات نظريه پردازان و پيشگامان پست مدرنيته است كه هيچ كدام در داستان بلند معركه رعايت نشده است.البته تك تك اين عناصر شايد در اثري (حتي يك اثر كلاسيك) نيز پيدا شود اما تجميع آنها همراه با انديشه اي كه پست مدرنيته را به وجود آورده مي تواند نويسنده اي را در سلك اين نگرش در بياورد. و گرنه اشاره به يك المان هيچ مشروعيتي از آن جهت به اثر نمي بخشد.

 

معركه از اين روي كاري مدرن است كه پافشاري بيش از حد نويسنده بر ابتذال آن را خسته كننده مي كند و هدف نويسنده نيز همين است. با رسيدن به معناي پارادوكس هنگام رمزگشايي از اسم شب است كه مي توانيم به لذت متن دست پيدا كرده و سويه ي ديگر آن را ببينيم. اگر هوشمندي نويسنده اين امكان را در انتهاي كتاب فراهم نمي كرد معركه در حد اثري متوسط باقي مي ماند. (البته بدون توجه به ظرفيت هاي زباني آن كه براي من كه زبان فرانسه را نمي دانم پنهان مي ماند.)

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه 9 آذر1387ساعت 9:33  توسط حسن فرهنگی  | 

اين "معركه " شنيدني است

روز چهارشنبه ۶ آذر ماه ساعت ۳۰/۱۶ رمان معرکه ی لوئی فردینان سلین را بنا به دعوت سرای اهل قلم نقد خواهم کرد. علاقمندان ادبیات داستانی می توانند در این جلسله شرکت بکنند.

آدرس سرای اهل قلم: خیابان فلسطین جنوبی - کوچه خواجه نصیر - پلاک ۱۰ - تلفن ۶۶۹۶۶۱۵۶

2 نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 8:10  توسط حسن فرهنگی  |