تبليغاتX
از آسمون بارون مي ياد لي ليا
سفر كورت ونه گات جونير به ترالفامادور

اين نقد به روح ونه گات كه به ترالفامادور سفر كرده تقديم مي شود.

 

     

 

میلان كوندار می گوید:رمان، هستی را می كاود،نه واقعیت را.و هستی آنچه روی داده است نیست،هستی عرصه ی امكانات بشری است، هر آنچه انسان بتواند آن شود، هر آنچه انسان قادر به واقعیت بخشیدن به آن باشد. (هنر رمان)


در حقیقت جنگ یكی از ابزارهایی است كه موجب می شود انسان به واسطه ی میرایی و نابودیی چیزهایی كه در معرض آن قرار می گیرند؛ هستی را ابژه ی قابل لمس نداند و تخیل خود را در ورای این واقعیت جولان بدهد. ونه گات كه خود درگیر جنگ جهانی دوم بوده است به این موضوع پی برده و در نوشته های خود اندك اندك فضاهایی را ترسیم می كند كه در تخیل او شكل می گیرد تا حداقل در ذهن به بودگاری خود دست یابد. تكنیك نوشته های او نیز از همین منطق تبعیت می كند كه قصد دارم بدانها اشاره كنم.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 9:56  توسط حسن فرهنگی  | 

آرزو دارم هیچ آرزویی نداشته باشم

وبلاگ قبلي انگار مشكلاتي داشته اگر اين هم مشكل داشت لطفا خبرم كنيد

دوست عزيزم محمد آقازاده خواسته است كه از پنج آرزويم پرده بردارم و من تصور مي كنم نشان دادن عرياني آرزوهايمان مي تواند گامي براي رسيدن بدانها باشد.چندان كه همه ايمان در درون آرزويي داريم اما جرات به زبان آوردنش را نداريم و اگر بتوانيم آن را به زبان بياوريم يك گام پيش نهاده ايم.پس من دو  آرزويم را مي نويسم كه اگر آن دو محقق شود ديگر هيچ آرزويي نخواهم داشت.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  جمعه 17 فروردین1386ساعت 12:7  توسط حسن فرهنگی  | 

رمان"شب مادر" نوشته "کورت ونه گات جونیر" اثری بسیار معمولی

بسيار درباره جنگ جهاني دوم نوشته شده است و همچنين بسياري بر جانهاي از دست رفته در آن واقعه تاسف خورده اند و با تاسف خود معناي جديدي به جهان بخشيده اند و بسياري با دستآويز قرار دادن اين جنايت هولناك نگاههاي دنيا را به خود معطوف كرده و خود بر اريكه ي قدرت تكيه داده و رهبري جهان را به دست گرفته اند و حال با كينه ي ساليان دراز بر دنيا فرمان مي رانند و جاي ظالم و مظلوم را عوض كرده اند كه اگر بخواهيم به تمامي آنها بپردازيم از داستان "شب مادر" غافل مي مانيم براي همين محتواي آشويتس را دريغمندانه ناديده مي گيرم تا تنها به فرم و ساختار رمان "كورت ونه گات" بپردازم و نقاط قوت و ضعف آن را بشناسم.شايد در زماني ديگر با نقدي سياسي به موارد فوق نيز نظري بيندازم اما در اينجا تنها از براي شناخت دلايل بزرگشماري نويسنده رمان فوق ساختار آثار وي(نخست شب مادر) را مورد بررسي قرار مي دهم و بس.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه 13 فروردین1386ساعت 1:55  توسط حسن فرهنگی  | 

آقای رئیس جمهور از آن سوی در چه خبر؟
 

هيچ قطاري وقتي گنجشكي را زير مي گيرد

از ريل خارج نمي شود.

 

وقتی از دریچه ی سالی که گذشت به سالی که در پیشمان بود نگاه می کردم هراسی بس بزرگ دلم را می لرزاند و زمانی که اطمینان و باور قطعی نگر احمدی نژاد را می دیدم احساس حقارت می کردم.آیا کسانی که با هراس به آینده می نگرند آدمهای بزدلی هستند؟!آیا کسانی که نمی ترسند شیراوژن و روئین تن اند؟!

روایت است که انسان از ابهام هراس دارد و اگر هر چیز مبهم را از مستورگی بیرون بیاوریم هراس از میان خواهد رفت.روایت است که از این روست که انسان از مرگ می هراسد چون آن سوی در را نمی شناسد.روایت است که اگر انسان بخواهد هراس بر دل دیگران بیندازد باید خود را مبهم نشان دهد و شاید هراس من از آینده به خاطر ابهامی است که در ورای در تصور می کنم و بی ترسی احمدی نژاد به دلیل شناخت وی از آن سوی در است.

من این سوی در را روایت می کنم تا بر هراس خود دلیل بتراشم و کسانی که از آن سوی در خبر دارند روایتگرش باشند تا افرادی چون من بر هراسشان غلبه کنند.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه 7 فروردین1386ساعت 17:51  توسط حسن فرهنگی  |