تبليغاتX
هیچ در هیچ
فیلم "زمستان است"اقتباسی موفق از داستان "سفر"دولت آبادی
اکران فیلم "زمستان است" بهانه ای شد که نقد آن را که در جشنواره ی فجر نوشته بودم در اینجا بیاورم.امید که بتوانید فیلم را ببینید و با سفر دولت آبادی تطبیقش دهید. کارگردانان برای بارور کردن بیشتر سینمای ایران باید با ادبیات داستانی انس بیشتری بگیرند.
ادامه مطلب
2 نوشته شده در  یکشنبه 24 دی1385ساعت 22:48  توسط حسن فرهنگی  | 

"سلین"گرفتار در مرز رمان نویسی و خاطره پردازی
نقدی بر رمان "سفر به انتهای شب"نوشته ی لویی فردینان سلین

لویی مردینان سلین را نویسنده ی خسته کنننده یافتم.پیشتر در مورد رمان "مرگ قسطی"نوشته بودم حال می خواهم نظری به رمان "سفر به انتهای شب"بیندازم که رمان نخست یک سر و گردن از این کار بالاتر می ایستد.به نظر می رسد که سلین پیش از اینکه رمان نویس باشد خاطرنویس است و مشخصات خاطره نویسی و حتی تا نیمه های رمان شاخصه های سفرنامه نگاری در رمان دیده می شود.تفاوت عمده ی رمان با سفرنامه نویسی در این است که در رمان سمت گیری "پیام" به طرف متن و مخاطب است اما در سفرنامه سمت گیری "پیام" به طرف نویسنده است.اتمسفر-شخصیتها-وقایع در سفرنامه و حتی خاطره نویسی بیش از اینکه برای مخاطب مهم جلوه کند برای خود نویسنده مهم است و این گونه نوشته ها می تواند حافظه ی مکتوب نویسنده باشد برای زمانی که بخواهد به گذشته برگردد.در ژانر مورد نظر خوانندگان نیز اگر خاطره ای با موارد مطروحه داشته باشند از آن لذت برده و سعی می کنند با همسان نگری و فرافکنی خود را در وقایع سهیم دانسته و با برگشت به گذشته ردپای خویشتن را در خاطره و یا سفرنامه پیدا کنند.از این روی مخاطب این ژانر نسبت به رمان کمتر می شود.چرا که رمان دنیای رمزآلودی است که برای نخستین بار برای همه رخ می نمایاند اما خاطره و یا سفرنامه واقعه ی تمام شده ای است که برای عده ی خاصی رخ داده و سپری شده است.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه 18 دی1385ساعت 16:2  توسط حسن فرهنگی  | 

مرگ صدام توهین به بشریت است
بامداد امروز صدام اعدام شد

نمی دانم چه انگیزه ای مرا وا می دارد که بنویسم.به این می اندیشم که در دنیایی که زندگی می کنیم آیا واقعا موجودی بنام صدام بوده است؟آیا اگر نخواهیم تصاویر را به عنوان فریب بزرگ بصری قبول کنیم چگونه می توانیم وجود ابژه ی قابل لمسی بنام صدام را بپذیریم؟صدام بود یا نبود؟اگر بود جایگاهش در میان ابژه های دیگر کجا بود؟او قاتلی است که بسیاری را کشته است؟اگر او قاتلی باشد و بسیاری را به قتل رسانده باشد و اگر او حقیقتا(این حقیقتا نمی دانم از کجا می آید)بوده باشد و توانسته باشد بسیاری از انسانها را از بین ببرد حال با از بین رفتن خود چه چیزی را می خواهد اثبات کند.آیا از بین رفتن یک فاعل شناسا که توانسته بر دنیایی که در آن زندگی می کند تاثیرات بزرگی بگذارد و بیش از یک میلیون انسان را کشته است از بین رفتن همه ی آن انسانهای کشته شده نیست.شکست اقتدار او شکست اقتدار هستی نیست؟تا زمانی که صدام زنده بود موجودیتش وضعیتی سوبژکتیوی نداشت و انسانها می توانستند آرزوی مرگ او را داشته باشند و در ذهن خود بارها او را بکشند و بارها حوزه ی مجازی هستی را بشکنند و از نو زندگی کنند اما وقتی که او مرد همه ی کسانی را که پیشتر کشته شده بودند دوباره مردند.از این روست که مردم نمی توانند مرگ یکباره ی او را بپذیرند و می گوید یک بار اعدام برای او کم است.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه 9 دی1385ساعت 23:11  توسط حسن فرهنگی  | 

نگاهی از زواویه ی دیگر به یک رمان

لوح تقدیر جایزه مهرگان به رمان اخیرم"خاطرات عاشقانه ی یک گدا"تعلق  گرفت  و روزنامه آفتاب یزد نقدی بر آن چاپ کرد که به آن بهانه   نقد را در وبلاگم می آورم.مطالب مرتبط با این رمان و نقدهای دیگر را در بخش رمانهای وبلاگ می توانید مشاهده نمایید.

 

نگاهي از زاويه ي ديگر به يك رمان

در پيچ و خم هاي روايت

سوسن نجف قلي زاده

 

ابتداي هر داستاني ورود به دنياي تازه اي را ترسيم مي كند و رمان "خاطرات عاشقانه ي يك گدا"در همان ابتدا نشان مي دهد كه با فضايي ضد داستان مواجه خواهيم شد.موضوعي،ذهن فرد فيلسوف مابي را آزار مي دهد ،اين موضوع در ظاهر ساده و بي ابهام است اما وقتي وارد مي شويم و مي خواهيم آن را از منظر شخصيت داستان ببينيم لايه هاي پنهان با وسعتي نامحدود ظاهر مي شوند.احساس مي شود شخصيت اصلي رمان مي خواهد خود را از قيد و بندهاي اجتماعي برهاند تا از اين طريق بر موضوع ذهني خودش غلبه يابد ولي با مطرح كردن موضوعاتي چون"عشق،اخلاق ،لذت،عاطفه ،زندگي روزمره  و..."همچنين شبهه انداختن در آنها به صورتي غير مستقيم در خواننده شگفتي مي آفريند.وي مي خواهد مساله تكان دهنده اي را به خواننده القا كند كه گاه در طي خوانش رمان تصور مي كنيم كه اين شخصيت فيلسوف بيمار است.نوعي بيماري كاهنده كه او را از درون متلاشي مي كند و روابط انساني معناي نماديني است كه وي مي خواهد آن نمادها را معنا كرده و بازسازي شان نمايد.اما گويا تلاش وي جز پوچي و درماندگي ثمري ندارد و اين را در پايان رمان متوجه مي شويم.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  جمعه 1 دی1385ساعت 8:29  توسط حسن فرهنگی  |